تورم چه تأثیری بر بورس و ارزش سهام دارد؟
تورم یکی از مهمترین متغیرهای اقتصادی است که میتواند بر قدرت خرید، سودآوری شرکتها، نرخ بهره، ارزش پول و در نهایت رفتار سرمایهگذاران در بازار سرمایه اثر بگذارد.
برای سرمایهگذار، تورم فقط افزایش قیمت کالاها و خدمات نیست. تغییرات تورم میتواند ساختار هزینه و درآمد شرکتها، ارزش جریانهای نقدی آینده و حتی جذابیت نسبی بازار سهام در مقایسه با سایر داراییها را تغییر دهد.
به همین دلیل، شناخت رابطه میان تورم و بازار سهام یکی از موضوعات مهم در تحلیل اقتصاد کلان و تصمیمگیری سرمایهگذاری است.
تورم چیست؟
تورم به افزایش مستمر و عمومی سطح قیمت کالاها و خدمات در یک اقتصاد گفته میشود. زمانی که تورم افزایش پیدا میکند، قدرت خرید پول کاهش مییابد و برای خرید مقدار مشخصی از کالاها و خدمات، پول بیشتری مورد نیاز است.
البته اثر تورم برای همه بخشهای اقتصاد یکسان نیست. برخی شرکتها میتوانند افزایش هزینهها را از طریق افزایش قیمت محصولات خود جبران کنند، در حالی که برخی دیگر ممکن است به دلیل محدودیت در قیمتگذاری یا افزایش شدید هزینهها با کاهش حاشیه سود مواجه شوند.
به همین دلیل، برای بررسی اثر تورم بر بورس باید علاوه بر نرخ تورم، وضعیت صنعت و ساختار مالی و عملیاتی شرکتها نیز بررسی شود.
تورم چگونه بر بازار سهام اثر میگذارد؟
تورم از چند مسیر مختلف میتواند بر بازار سهام تأثیر بگذارد.
۱. تأثیر تورم بر درآمد شرکتها
در شرایط تورمی، قیمت محصولات و خدمات بسیاری از شرکتها افزایش پیدا میکند. در صورتی که شرکت بتواند افزایش قیمت فروش را متناسب با افزایش هزینهها اعمال کند، درآمد اسمی آن نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
اما افزایش درآمد اسمی الزاماً به معنی افزایش واقعی سودآوری نیست.
اگر هزینه مواد اولیه، انرژی، دستمزد، حملونقل و سایر هزینههای تولید سریعتر از قیمت فروش افزایش پیدا کنند، حاشیه سود شرکت میتواند تحت فشار قرار گیرد.
بنابراین سرمایهگذار باید میان رشد اسمی درآمد و رشد واقعی سودآوری تفاوت قائل شود.
۲. افزایش هزینههای شرکت
یکی از مهمترین کانالهای اثرگذاری تورم، افزایش هزینههای عملیاتی است.
شرکتهایی که وابستگی بیشتری به مواد اولیه، واردات یا هزینههای دستمزد دارند ممکن است با افزایش تورم، فشار بیشتری بر حاشیه سود خود تجربه کنند.
در مقابل، شرکتهایی که قدرت قیمتگذاری بیشتری دارند ممکن است بتوانند بخش بیشتری از افزایش هزینهها را به مشتری منتقل کنند.
به همین دلیل، بررسی قدرت قیمتگذاری یکی از موضوعات مهم در تحلیل بنیادی شرکتها در دورههای تورمی است.
۳. تأثیر تورم بر نرخ بهره
تورم و نرخ بهره ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند.
در شرایط افزایش فشارهای تورمی، سیاستگذاران پولی ممکن است برای کنترل تقاضا و کاهش فشار تورمی، سیاست پولی انقباضیتری اتخاذ کنند.
افزایش نرخ بهره نیز میتواند بر ارزشگذاری سهام، هزینه تأمین مالی شرکتها و جذابیت نسبی اوراق بدهی اثر بگذارد.
در مقاله قبلی داریک پارس با عنوان «نرخ بهره چگونه بر بورس و ارزشگذاری سهام اثر میگذارد؟» این رابطه را با جزئیات بیشتری بررسی کردهایم.
آیا تورم بالا برای بورس همیشه بد است؟
خیر.
این تصور که «تورم بالا همیشه باعث سقوط بورس میشود» سادهسازی بیش از حد رابطه میان تورم و بازار سهام است.
در برخی شرایط، افزایش قیمتها میتواند باعث رشد درآمد اسمی شرکتها شود. این موضوع بهخصوص در صنایعی که قدرت قیمتگذاری بالایی دارند یا درآمد آنها با قیمت داراییها و کالاها ارتباط دارد، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اما مسئله اصلی این است که سود شرکتها با چه سرعتی نسبت به تورم رشد میکند.
اگر درآمد شرکت ۳۰ درصد رشد کند ولی هزینهها ۴۰ درصد افزایش پیدا کنند، رشد درآمد اسمی لزوماً به معنی بهبود وضعیت شرکت نیست.
بنابراین برای تحلیل بازار باید به حاشیه سود، سود واقعی و قدرت قیمتگذاری شرکتها توجه کرد.
تورم چه اثری بر ارزشگذاری سهام دارد؟
تورم میتواند از طریق چند مسیر بر ارزشگذاری اثر بگذارد.
یکی از مهمترین مسیرها، افزایش نرخ بهره و نرخ تنزیل است.
در مدلهای ارزشگذاری مانند DCF، جریانهای نقدی آینده با یک نرخ مشخص به ارزش فعلی تبدیل میشوند. اگر تورم بالا باعث افزایش نرخهای بهره و نرخ تنزیل شود، ارزش فعلی جریانهای نقدی آینده میتواند کاهش پیدا کند.
از طرف دیگر، تورم بالا میتواند عدمقطعیت درباره سودآوری آینده شرکتها را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، سرمایهگذار باید علاوه بر سود فعلی شرکت، پایداری سودآوری و توانایی شرکت برای حفظ قدرت خرید جریانهای نقدی خود را نیز بررسی کند.
کدام صنایع ممکن است در برابر تورم مقاومتر باشند؟
هیچ صنعتی را نمیتوان به صورت مطلق «برنده تورم» یا «بازنده تورم» دانست.
با این حال، برخی ویژگیها میتوانند به شرکتها کمک کنند تا در محیط تورمی عملکرد بهتری داشته باشند.
از جمله:
- قدرت قیمتگذاری بالا
- وابستگی کمتر به واردات
- حاشیه سود مناسب
- بدهی پایین یا ساختار مالی مناسب
- دسترسی به منابع ارزی
- ارتباط درآمد با قیمت کالاها یا داراییها
- امکان افزایش قیمت محصولات متناسب با رشد هزینهها
در مقابل، شرکتهایی که حاشیه سود پایین، بدهی بالا یا وابستگی زیادی به مواد اولیه وارداتی دارند ممکن است در برابر تورم آسیبپذیرتر باشند.
بنابراین تحلیل اثر تورم باید در سطح شرکت و صنعت انجام شود، نه صرفاً بر اساس شاخص کل بازار.
تورم و رفتار سرمایهگذاران
تورم فقط صورتهای مالی شرکتها را تغییر نمیدهد؛ بلکه رفتار سرمایهگذاران را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
وقتی سرمایهگذار انتظار داشته باشد قدرت خرید پول در آینده کاهش پیدا کند، ممکن است به دنبال داراییهایی باشد که بتوانند در برابر کاهش ارزش پول مقاومت بیشتری داشته باشند.
به همین دلیل، در دورههای تورمی توجه سرمایهگذاران میتواند به سمت سهام، طلا، ارز، کالاها، املاک و سایر داراییهای واقعی افزایش پیدا کند.
البته هیچکدام از این داراییها به صورت دائمی و در همه شرایط بهترین عملکرد را ندارند. تصمیم سرمایهگذاری باید بر اساس افق زمانی، ریسکپذیری و شرایط بازار اتخاذ شود.
تورم و بورس ایران
بررسی تورم در بازار سرمایه ایران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اقتصاد ایران در سالهای مختلف با سطوح قابل توجهی از تورم و تغییرات قیمت داراییها مواجه بوده است.
در چنین محیطی، تحلیلگر باید علاوه بر رشد اسمی درآمد و سود شرکتها، عوامل دیگری مانند نرخ ارز، قیمت محصولات، هزینه مواد اولیه، سیاستهای قیمتگذاری و هزینه تأمین مالی را نیز بررسی کند.
برای مثال، افزایش نرخ ارز میتواند برای برخی شرکتهای صادراتمحور باعث افزایش درآمد ریالی شود، اما در مقابل ممکن است برای شرکتهای وابسته به واردات هزینههای بیشتری ایجاد کند.
بنابراین اثر تورم بر شرکتهای مختلف بازار سرمایه ایران یکسان نیست.
سرمایهگذار در دوره تورمی به چه شاخصهایی توجه کند؟
برای تحلیل بهتر شرایط بازار، میتوان مجموعهای از متغیرها را در کنار یکدیگر بررسی کرد:
- نرخ تورم
- تورم نقطهبهنقطه و سالانه
- نرخ بهره
- نرخ ارز
- رشد نقدینگی
- قیمت کالاهای جهانی
- حاشیه سود شرکتها
- رشد درآمد و EPS
- نسبت P/E
- ارزشگذاری بازار
- وضعیت بازار اوراق بدهی
بررسی همزمان این متغیرها میتواند تصویر دقیقتری از شرایط اقتصادی و اثر احتمالی آن بر بازار سرمایه ارائه دهد.
برای مطالعه بیشتر درباره تورم، نرخ بهره، نقدینگی و سایر متغیرهای اقتصاد کلان میتوانید تحلیلها و مطالب آموزشی فیناسکوپ را نیز دنبال کنید.
جمعبندی
تورم یکی از مهمترین متغیرهایی است که باید در تحلیل بازار سرمایه مورد توجه قرار گیرد، اما رابطه میان تورم و بورس ساده و یکطرفه نیست.
افزایش تورم میتواند باعث رشد اسمی درآمد شرکتها شود، اما در صورتی که هزینهها با سرعت بیشتری افزایش پیدا کنند، حاشیه سود و سودآوری شرکتها تحت فشار قرار خواهد گرفت.
از طرف دیگر، تورم میتواند از طریق افزایش نرخ بهره و نرخ تنزیل بر ارزشگذاری سهام اثر بگذارد.
بنابراین برای سرمایهگذاری در دورههای تورمی، صرفاً نگاه کردن به رشد قیمت سهام یا درآمد اسمی شرکتها کافی نیست. سرمایهگذار باید قدرت قیمتگذاری، ساختار هزینه، سودآوری واقعی، بدهی، نرخ ارز و شرایط اقتصاد کلان را در کنار یکدیگر بررسی کند.
در نهایت، شناخت تورم به تنهایی کافی نیست؛ مهم این است که بدانیم تورم چگونه به سودآوری شرکتها، ارزشگذاری داراییها و رفتار سرمایهگذاران منتقل میشود.
پرسشهای متداول
آیا تورم بالا همیشه برای بورس منفی است؟
خیر. اثر تورم به صنعت، قدرت قیمتگذاری شرکتها، رشد درآمد و هزینهها و واکنش سیاستگذار پولی بستگی دارد.
تورم چگونه ارزش سهام را تحت تأثیر قرار میدهد؟
تورم میتواند از طریق افزایش هزینهها، تغییر سودآوری شرکتها و افزایش نرخ بهره و نرخ تنزیل، ارزش سهام را تحت تأثیر قرار دهد.
آیا شرکتها در دوره تورمی همیشه سود بیشتری میسازند؟
خیر. ممکن است درآمد اسمی شرکت افزایش پیدا کند، اما اگر هزینهها سریعتر از درآمد رشد کنند، حاشیه سود و سود واقعی شرکت کاهش پیدا میکند.
در دوره تورمی سرمایهگذار چه چیزی را باید بررسی کند؟
نرخ تورم، نرخ بهره، نرخ ارز، سودآوری شرکتها، حاشیه سود، ساختار هزینه، ارزشگذاری و وضعیت کلی اقتصاد از مهمترین متغیرهایی هستند که باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.